قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1201
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال صد و نهم از رحلت خير البشر اسد بن عبد اللّه به چنگ اجل گرفتار شد . چون خبر فوت او به هشام بن عبد الملك رسيد با عبد الكريم بن سليط حنفى مشورت نمود كه : بر احوال خراسان كه واقف است ؟ و لياقت ايالت آن ديار كه راست ؟ و از امراى من كدامين كما ينبغى از عهدهء مهمّات بيرون تواند آمد ؟ عبد الكريم گفت : امير المؤمنين بر احوال امرا داناتر است ، امّا جديع « 1 » بن على ازدى ، كه به كرمانى مشهور است ، مردى صاحب رأى و سياست است . هشام پرسيد : او را كرمانى چرا مىگويند ؟ عبد الكريم گفت : در آن وقت كه مهلّب بن ابى صفره در ولايت كرمان به جنگ از ارقه رفته بود پدر جديع در آن ولا در ولايت كرمان متولّد شد . هشام گفت : او لايق اين مهم نيست . پس عبد الكريم يك يك امراى عرب كه در خراسان بودند نام برد و هشام اعراض مىكرد ، تا آنكه به نام نصر بن سيّار رسيد . هشام گفت : نصر بن سيّار لايق ايالت خراسان است ؛ چرا كه قبيله و عشيرهء او منم . پس منشور ايالت خراسان به نام نصر بن سيار نوشته به دست عبد الكريم بن سليط داده به خراسان فرستاد . نصر دو هزار دينار به عبد الكريم داد . و مجموع امراى عرب او را اطاعت و انقياد نمودند . او به ديار خوارزم و ساير بلاد خراسان مردم كاردان ضابط بازداشت و تمامى ولايت را به نوعى معمور و آبادان داشت كه فوق آن متصوّر نبود . نصر بن سيّار تا آن زمان كه ابو مسلم مروزى ، داعى عباسيان ، خروج كرد والى خراسان بود ، چنانچه عنقريب تفصيل اين احوال مذكور خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى .
--> ( 1 ) . م : خديع ؛ ش : خديج ؛ ق : خديح . به قياس الكامل تصحيح شد . وى جديع بن على ازدى معروف به كرمانى - به دليل تولد در كرمان - است ، كه رئيس يمانيهاى مقيم خراسان بود .